X
تبلیغات
رایتل

پرم سوخت دور شمع هرروز وهر شب
ترا چون چهل چراغ خانه کردم
به دورت حلقه بستم عاشقانه 
از این رو اسم خود دیوانه کردم
نگشتم نا امیداز  کرده خویش
به نازت خنده مستانه کردم
شعر از زلیخا صبا

نظرات (1)
جمعه 20 فروردین 1395 ساعت 12:56
درود بانو درود به شما با این شعر زیبا. خیلی خیلی عالی بود شاعر پرتوان منطقه تالش دیار دلنشین ماسال .
من عمرا بتوانم چنین بسرایم ولی یک منتقد همیشه کنار گود نشسته میگه لنگش کن.
ولی اگر خودش جای ان کشتی گیر بود شاید بدتر از آن هم کشتی میگرفت. من نمای کلی ساختمان این شعر زیبایی را می بینم ولی باز میخواهم بگویم مثل آن کسی که کنار گود نشسته فقط میگوید لنگش کن من هم میخواهم بگویم اگر به جای نومید، ناامید جایگزین میکردید و کلمه ی (این ) را حذف میکردید تمام مصرع ها هم وزن میشدند.
درمورد الفبای تالشی موسسه تالش شناسی انتقاداتی برایشان فرستادم که بعضی شان را منتشر نکرده اند . از جمه نوشته بودم همان نقشی که کسره در فارسی دارد همان نقش را فتحه در تالشی ایفا میکنند بنابراین ما در تالشی بایستی کلمه ی نَنِِه را به صورت نَنَه بنویسیم ولی موسسه آمده ( ه ) آخر ننه را حذف کرده و به صورت دم بریده دو تا نون پشت سرهم ( نَ نَ ) نوشته است که خیلی مضحک و زشت به نظر می آید!! .
میگویند حروف ث ح ص ض ط ظ ع ق ذ را ما در تالشی نداریم و چون نداریم باید در الفبای تالشی وجود نداشته باشند بهشتان نوشتم مگر در زبان فارسی ما این حروف را داریم ؟ پس چرا در الفبای فارسی آمده اند؟
ما در زبان تالشی برای مثال کلمه ی "ظلمات" را داریم که معنی تاریکی میدهد ( ظلماتَه شَو ) حال با حذف حرف ظ ما باید ظلماته شو ( شب تاریک) را زلماته شو بنویسیم که نه معنی دارد و نه نمایی زیبا .
من فکر میکنم افرادی به دیدگاه ضد مذهب در موسسه نفوذ کرده اند و میخواهند با ایده تالشیسم قوم مسلمان تالش را با مذهب خود بیگانه کنند. ما اگر حرف فاق ( ق ) را در الفبای تالشی ما نداشته باشیم آنوفت باید قرآن را به صورت غورآن بنویسیم!!!
من نظرم این بود که ما میتوانیم با همان 32 حرف فارسی کلمات تالشی را در جملاتی با دستور و زبان تالشی بنویسیم و هیچ نیازی به حذف آن حروفها نبود.
امتیاز: 0 0
پاسخ:
با سلام جناب نعمتی خیلی لطف دارید در این زمانه ای که هیچکس نه دوستیشان معلوم است ونه خدای نکرده دشمنیشان شما گاه گذاری به نوشته ها وسروده هایم نظر مثبت دارید این دوبیتی من مال خیلی زمان پیش است که من فقط به حس شعر توجه می کردم نه به اسکلت وصنعت شعر ولی در مورد واژه شناسی وتدوین رسم الخط من ابتدا فکر میکردم که این استادان که چند نفر هستند باهم نشستند تبادل وتجربه کردندولی الآن میبینم همین شش هفت نفر باهم اختلاف نظر دارند در حالیکه برادرم یک فرهنگ تالش سالهای خیلی جلوتر از اینها تدوین کرده ومن از ان پیروی میکنم که بیشتر برام مأنوس تر است من حتا یک بار گفتم ما باید این واژه را برای مردم توضیح دهیم واگر حسن را هسن بنویسیم عامه نمی گویند این تالشی است بلکه می گویند بی سواد است وبعد این استادان عالم باید در مجامع فرهنگی بادلیل وروشنگری برای عموم صحبت کنندوروشن کنند نه اینکه اصلن برای پرسیدن قابل دسرس نباشن سپاس جناب نعمتی
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.