X
تبلیغات
رایتل

پَریسه لافندینه وا مَهَر 
با طناب کاه وکولش تاب نخور (تاب بازی نکن)... دل نوشته های من 
دخترک که حدودا پنج سالش بود از برادرکه مشغول کار بود میخواست برایش تاب درست کند و گریه زاری میکرد وبالاخره دل برادر که خیلی هم دوستش داشت راضی شد وبرای آرام کردن خواهرکوچک با طناب کاه کولشی که دم دستش بود که به ان پریسه لافند در تالشی زبان می گفتنددر وسط تلار به ستون سقفش یک تاب بست تا دخترک مشغول بازی شود.
در گوشه ی ای سرایه تلار مقدلری کاه وکولش جمع بود مثل یک تپه کوچک اما بلند وبزرگ برای دخترک ..
دخترکوچک خوشحال وخندان لحظه ای از تاب پایین نمی آمد . تا خواهرش نیز تاب بخورد چون تاب را مخصوص خود می دانست ..
بالاخره خسته شد وبرای لحظه ای تاب را ترک کرد.خواهر از موقعیت استفاده کرده سوار تاب شد
نرم ونرم تاب می خورد.دخترک که تاب را متعلق به خود می دانست سر رسید وتاب را از خواهر گرفت .وبرای اینکه قدرت تاب سواری خودرا به خواهر نشان دهد با یک دست تاب را گرفت واز تپه کاه کولش با لا رفت ودر این موقع خواهرهم قهر کرده ورفت ودخترک از همان بالا سوار تاب شد تا با شتاب بیشتری تاب بخورد و به محض سوارشدن تاب طناب کاه وکولشی از وسط پاره شده ودخترک با سرعت زیاد پرت شد منتها بجای پرت شدن به حیاط با شدت وبا کمر به نرده های تلار برخورد کرد ودوتا از نرده ها شکست دخترک دیگر چیزی نفهمید چشمانش سیاهی رفت .از صدای برخورد نردهودخترک اهالی منزل متوجه شدند.. 
دخترک وقتی چشمش را باز کردجمعی از افراد خانواده وهمسایه ها را که از دادو فریاد اهل منزل یعنی خواهر ومادر وبرادرها جمع شده بودند، در حالیکه براثر اب هایی که بهش ریخته بود ند تا بهوش بیاید خودرا را در بغل مادرکه با چشمان گریان وآه وناله می کردو خواهر وبرادران خودرا دید که بر سر می زنندو پدر که وا مانده ومتأسف در حالیکه طناب پریسی پاره شده رادر دست داشت !!!!!
ودخترک از اینکه باعث این همه غصه ورنج برای افراده خانواده اش شده بودهم گریه می کرد و هم از ته دل فهمیده بود که عشق ومحبت خانواده بالاترین عشق هاست و با هیچ چیز برابرواندازه نیست وحتا اگر ظاهرا قهرباشند ولی ریشه در جان ودل هم دارند واین برایش تجربه ای شد که چون مثلی بیاد داشته باشد و آویزه گوش کندکه به هیچ بند ورشته وحتا طناب سست وغیر محکمی اعتمادنکرده و به پای بندیش دل نبند د جز پیوند محکم خانوادگی.
سپاس نگارنده زلیخا صبا

نظرات (1)
پنج‌شنبه 27 اسفند 1394 ساعت 22:27
سلام چمه گوله خواه
غم برشو غرصه برشو نو کرا آ
شمه قشنگه تالشه د بیتی وقتی داری باغی تالشه رادیو کو مسیمه نزوستیمه شمه سَسَه ، تماسم گته فرشادینه واتمه ام خانم که تالشه شعر و پیوم نوروزی آدوشه نه اشتن معرفیش کرده نه شمه واتینه کی استا. واتشونه خانم صبا یا با سس اشتن امه را پیوم و شعر خوندشه.
خواستمه شمه کو تشکر بکرم از ام قشنگه دبیتی گله که با یاد خدا شروع به و هم از شمه قشنگه سس که با لحن و آوایی دیلنشین خوندینه واقعا خیلی جالیب خوندیده و خیلی با اینرژی. خدا شمه توفیق بده و پیشاپیش شمه نوروزه عید شمه را مبارک ببو .
ضمنا داستان پریسه لافند نی خیلی جالب با . یاد دوران پریسه تاوی بخیر چمه کع فوکه سرا واسه پریس بتاونیمون چون پاییزه گرمه وا گینی کع فوکه ویکری امه پی دباره پریسی نه پلک و سرجو کو دوسیمون. ضمنا کوجیه کولی نه نی لافند تاویمون کاوله خره را. به امید ام باهار با چند باهارون وینده خالی؟ ازکه شمه سسی مسیمه واتمه ام خانم 20 باهار ویشته وینده نیشه !!!
البته چمه چم سور نیه انشاالله خدا کو خوام 100 باهار ده بوینه.
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام جناب نعمتی گرانقدر شمه لطف داره چمه داریباغی جوونه خردنن خیلی لطف دارن واَز خیلی اوون خش دارم چم بَلَینه اوونه واتمه از درسته نیویسم ولی تالشی خونده کو هنوز ناشیمه خاب ده اصرارشون کرده منی خواستمه ای کمی اوونه همکاری بکَرم هر چی چمه دسی بر آ اوون را کوتاهی نِکَرَم تا انشا الله کم کم وارید ابیَم خدا کو خام اون مؤفق بوبون و شمه نی تازه سال موارک بوبو وسغه جان ودیل خش به همراه خانواده محترم بداره انشالله
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.